تبليغاتX
آیسا

حکومتهای ظالم و مستبد به اوهام مختلفی دچار می گردند.یکی از آنها توهم"خود برتر بینی"است بدین ترتیب که حاکمان مستبد در مواجهه با مخالفان تمامی امکانات سخت افزاری خود را جهت تحت فشار قرار دادن آنان بکار می گیرند و چنان عرصه را بر ایشان تنگ می کنند که حتی نیازهای اولیه و بیولوژیک آنان نیز به خطر می افتد.در چنین شرایط طاقت فرسائی مخالفان به ناچار بر مواضع قبلی خود پافشاری نمی کنند و حتی در مواردی نیز مجبور به عقب نشینی می گردند.اینجاست که حاکم دچار این توهم می گردد که لابد منطق و استدلال وی چنان قوی است که مخالفان را مجبور به تسلیم شدن می کند.دستگاه تبلیغاتی حکومت نیز سعی می کند به افکار عمومی چنان وانمود کند که هر چه منطق و صداقت و انصاف و جوانمردی و انسانیت هست همه و همه فقط در وجود حاکمان است و مخالفان مشتی افراد بی منطق و نا پاک هستند که هیچ بویی از منطق نبرده و در صدد ضربه زدن به کشور و مردم هستند....

خلاصه!این روند به کجا ختم می شود؟برای پاسخ به این پرسش شاید بد نباشد که به تاریخ مراجعه کرده و فرجام حکومتهائی که به شیوه مزبور حکمرانی کرده اند را مشاهده نماییم!

+ نوشته شده توسط رضا عباسی در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 و ساعت 11:13 |

پس از گذشت بیش از دو ماه از بازداشت جعفر ابراهیمی ، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه زنجان ، از فعالان صنفی معلمان و دبیر آموزش و پرورش در شهرستان شهریار، نه خانواده ، نه وکیل و نه حتی خودش، هیچ‌کدام از اتهامی که به او زده شده مطلع نیستند.

گروهی از فعالان حقوق بشر در ایران می‌گویند وی به دلیل فعالیت‌های صنفی بازداشت شده است.

اما پس از ملاقات روز دوشنبه برادرش با او، گفته شد که این دبیر آموزش و پرورش زیر متونی را امضاء کرده است. اما اعضای خانواده او می‌گویند هنوز روشن نیست این متون دقیقا چیست و او در پی فشارهایی که در محیط زندان بر او وارد شده، آن‌ها را امضاء کرده است.

وحید ابراهیمی، پسر عموی جعفر ابراهیمی در این مورد به رادیو فردا می‌گوید:

ما دوباره با او ملاقات داشتيم و گويا در ۲۵ روز اول هم از نظر جسمی و هم از نظر زبانی خيلی او را اذیت کرده‌اند و مجبور شده چيزهايی را امضا کند.

در ضمن بعد از ۱۰ روز که در بند عمومی بوده، دوباره او را به انفرادی بازگردانده‌اند و حال و روز خوشی ندارد و متاسفانه هيچ تماسی هم نگرفته است.

ما به شدت از نظر جسمی نگران او هستيم، چون هم ديسک گردن و هم مشکل گوارشی دارد و البته اين شکنجه های روحی و جسمی ماندگار است و اين برای ما بسيار مهم است که او را شکنجه نکنند.

برای او دادگاهی تشکيل شده است؟

نه، هنوز تاريخ دادگاه مشخص نيست. ما هر بار می‌پرسيم که پرونده او در جريان است يا نه و روز دادرسی چه زمانی است؟ اما جوابی نمی‌دهند و فقط می گويند در حال بازجويی است.

آيا شما با آقای جعفر ابراهيمی، معلم بازداشت شده، فاميل هستيد؟

بله، من پسر عموی او هستم و مدتی است که در تهران با هم زندگی می‌کنيم و من از تمام کار و وضعيت جعفر خبر دارم.

آقای جعفر ابراهيمی چگونه بازداشت شده است؟

او برگه دانش آموزان را تصحيح کرده بود و در تاريخ ۲۰ خرداد، زمانی که به مدرسه می رفت تا نمره های را اعلام کند، جلوی در مدرسه در شهريار بازداشت شده است و بعد او را به منزل آورده اند و وسايل شخصی ما از جمله کامپيوتر، سی دی ها، موبايل، سيم کارت و حتی دفترچه اقساط من را هم برده اند.

وقتی من به خانه بازگشتم هيچ کدام از وسايل شخصی ما باقی نمانده بود، فقط يک برگه زده بودند که وسايل را ما با حکم برده ايم.

برای بازداشت آقای جعفر ابراهيمی حکم داشتند؟

بله حکم داشتند.

او را به چه جرمی بازداشت کرده اند؟

هنوز هم جرم او را نمی دانيم، ولی جعفر فعال حقوق صنفی معلمان بود و اکنون از طريق آقای بداغی، دبير کانون صنفی، مسئله پيگيری می شود.

اکنون بيش از دو ماه از بازداشت آقای ابراهيمی می گذرد. هنوز مشخص نشده چرا در زندان است؟

متاسفانه به ما هيچ چيز نمی گويند. روز دوشنبه هم که جعفر ملاقات داشته، گفته که هيچ چيز مشخص نيست و به من می گويند بازجويی ۲۰ روز اول اشتباهی بوده است و دوباره بايد بازجويی کنيم.

آيا آقای ابراهيمی گفته زير چه چيزی را امضا کرده است؟

چشم جعفر ضعيف است و در سلول های انفرادی حق استفاده از عينک وجود ندارد و نمی دانيم بدون عينک چه چيزی را امضا کرده، ولی ظاهراً زير شکنجه و فشار اين کار را انجام داده است.

آقای ابراهيمی وکيل دارد؟

بله، وکيل او آقای (محمد) اوليايی فرد است.

نظر آقای اوليايی فرد چيست؟

در جمهوری اسلامی بعد از بازداشت بايد تاريخ دادرسی مشخص شود و سه روز قبل از آن وکيل می‌تواند از موکل امضا بگيرد و از نظر قانونی وکالت را به عهده بگيرد. آقای اوليايی فرد اکنون در حال پيگيری وضعيت جعفر است، اما حق ملاقات با او ندارد.

مگر اين که قبل از بازداشت شما پيش‌بينی کرده و برای خود وکيل تعيين کرده باشيد. اما اکنون می‌گويند جعفر بايد برگه وکالت را امضا کند، ولی اصلاً اجازه نمی‌دهند او با وکيل ديدار کند.

خانواده آقای ابراهيمی پی‌گير وضعيت او هستند يا شما؟

پدر و مادر جعفر در قيد حيات نيستند و بقيه خانواده هم در شهرستان زندگی می‌کنند و تمام پی‌گيری ها به عهده من است. خواهر و برادر او يک هفته از صبح تا ظهر می‌رفتند دادگاه و بر می‌گشتند و می‌گفتند اصلاً ما را راه نمی‌دهند. آنها برای پی‌گيری به تهران آمده بودند و يک هفته جلوی دادگاه انقلاب بودند، ولی اصلاً نتوانستند با قاضی صحبت کنند.

شما آخرين بار چه زمانی آقای ابراهيمی را ملاقات کرديد و وضعيت او چگونه بود؟

به من اجازه ملاقات نمی دهند و بيشتر برادر او برای ملاقات می آيد. آخرين ملاقات آنها دوشنبه همين هفته بود و جعفر از نظر روحی و جسمی وضع مساعدی نداشته و اين مسئله را با برادر خود مطرح کرده، طوری که برادرش به من گفت حال جعفر اصلاً خوب نبود.

من با آقای اوليايی فرد چند بار تماس داشتم. به ما گفتند بايد دوباره برويم جلوی دادگاه انقلاب و از آقای حيدری فر وضعيت را بپرسيم.

ما خيلی نگران هستيم. آيا وقتی يک آدم بخواهد از حق خود به عنوان يک معلم دفاع کند، جايش در زندان است؟

من با جعفر به عنوان برادر زندگی کرده ام و نمی دانم بايد چکار کرد. اگر برويد به عنوان يک معلم از دانش آموزان جعفر سؤال کنيد، اگر بفهمند او را بازداشت کرده اند حتماً گريه‌شان می گيرد. آخر انسان به اين خوبی به چه اتهامی بازداشت شده است؟

 

+ نوشته شده توسط رضا عباسی در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 و ساعت 10:26 |
گرچه ما نمیدانیم هجه ی الفبا را

عاشقانه می خوانیم نغمه های فردا را

دسته دسته خفاشان با دو دست خون آلود

فاتحانه می بافند تار و پود یلدا را

وقت آن شده است اینک روح عاشق چوپان

از زمانه برگیرد انتقام سارا را

+ نوشته شده توسط رضا عباسی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 17:58 |

برگرفته از وبلاگ"هم چو آب"

. . .  نماز خانه ی مدرسه ی دختراته ی عدالت و  مهماني  افطاري ، هياهوي با هم بودن هم كلاسي ها  ، لذت افطار  يك روز  روزه ي كودكانه ، لذت با هم خوردن ، لذت روزه داري  و . . .

. . . ولي در گوشه اي  آ يلين  ،  دختري  با  صورتي گرد و سفيد  كه   چشمان  درشت  سبز رنگش دوازده بهار زندگي را ترنم مي كند ، هنوز تنها سيخ كباب كوبيده اش را تمام نخورده است و با نصفه ي باقي مانده ي آن  ( بازي من يا او ! !! ) راه انداخته ،  لحظه اي دور ازچشم  هم كلاسي ها تكه ي كباب پيچيده در نان را در جيب كوچك مانتو اش مي گذارد .

خانم مدير  : آيلين ؟  چرا ؟ . . .

معلم آيلين ، كه كمي دورتر چشم از آيلين  برنمي چيند  و  قطره ي اشك گونه اش را تر كرده ، در اين فكر است كه خواهر كوچك آيلين  که کنار سفره ی خالی افطار پدر خواب رفته است  نيز ساعتي ديگر لذت يكباره ي كباب كوبيده را  از دست خواهرش  مي چشد .

اما آيلين باز هم گرسنه ، اين بار سخت تر ودر كنار سفره ي رنگين تر . . .  

و  نام  ( مدرسه ی عدالت ) بر سر در مدرسه  چه زیبا روشن و خاموش می شود .!!!

+ نوشته شده توسط رضا عباسی در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 11:30 |
۲۱ فوریه روز جهانی زبان مادری است. یونسکو برای حراست زبان‌های تحت فشار از دولت‌ها خواسته است که به حقوق این زبان‌ها احترام بگذارند. ایران به عنوان کشوری با تکثر زبانی، آیا به این درخواست یونسکو پاسخی داده است؟

هر ساله در آستانه روز جهانی زبان مادری، در ایران و در خارج از کشور، فراخوانی برای جمع‌آوری امضا برای تدریس و به‌رسمیت‌شناختن زبان مادری اقوام انجام می‌شود. امسال (۲۰۰۹) برای نخستین بار، هزاران نفر این طومار را در داخل کشور امضا کرده‌اند. در میان امضا کنندگان می‌توان نمایندگان قشرهای مختلف، دانش‌آموزان مدارس، دانشجویان، استادان دانشگاه، روزنامه‌نگاران و کسبه را مشاهده کرد. کارشناسان هشدار می‌دهند، بی‌توجهی مسئولین کشور به درخواست‌های قانونی این اقشار، می‌تواند پیامدهای زیانباری در درازمدت به همراه بیاورد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا عباسی در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 19:57 |

مدتی است که همه روزه بعد از بخش 30/20 برنامه‌ای تحت عنوان «پلی به گذشته» از شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شود. این برنامه در حقیقت تریبونی است انحصاری در اختیار جناب « خسرو معتضد» تا ایشان بصورت متکلم وحده به بررسی و واکاوی رویدادهای تاریخ معاصر ایران بپردازند.

در چند روز اخیر بحث


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا عباسی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 و ساعت 14:51 |
جمعه، 6 دی 1387

ادوارنیوز:سعید نعیمی عضو شورای عالی سیاست گذاری سازمان دانش آموختگان مورد تهدید تلفنی افرادی که خود را ماموران امنیتی معرفی می کرده اند قرار گرفته است.

به گزارش ادوارنیوز،افرادی که خود را ماموران امنیتی معرفی می کرده اند در تماس با آقای نعیمی با لحن بی سابقه ای اقدام به تهدید، توهین و فحاشی به وی و خانواده وی کرده اند.
تهدید تلفنی این عضو شورای سیاست گذاری سازمان دانش آموختگان درحالی است که سیستم ارسال پیام کوتاه برخی دیگر از اعضای سازمان دانش آموختگان که از نیمه آذرماه قطع شده است،همچنان با اختلال مواجه است.
گفتنی است سیستم اس ام اس ده ها تن از فعالان دانشجویی از نیمه اذرماه به مدت بیش از دوهفته بدون دلیل خاصی قطع،و در ابتدای دی ماه وصل شده است.

                                                                                                                                          
+ نوشته شده توسط رضا عباسی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 17:20 |
چهلم مهندس امانی هم گذشت.....مطالبی راجع به مهندس نوشتم که بزودی رو وبلاگم می ذارم.......
+ نوشته شده توسط رضا عباسی در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 20:3 |

اولاجاقدير بیر زامان
توركون ده مدرسه سی


مدرسه ده موعلليم / در مدرسه معلم
يئنه دؤيدو اليمدن / باز هم زد به دستم
باشارماديم فارسينی / فارسی را بلد نشدم
ايراد توتدو ديليمدن  / از زبانم ایراد گرفت

دئديم: آغا موعلليم / گفتم آقا معلم
وورما، گؤينه دی اليم / نزن دستهایم کبود شد
نه دير آخی گوناهيم؟ / گناه من مگر چیست؟
توركجه دیر منيم ديليم / زبان من تورکی است

ياپيشدي قولاغيمدان / گوشم را گرفت
دئدی: بوراخ توركونو / گفت تورکی را رها کن
او قالدی ائوينيزده /  آن در خانه تان ماند
اونوت گئتسين كؤكونو / اصل و نسبت را فراموش کن

اؤيره نمه سن آب – بابا / اگر آب بابا را یاد نگیری
آچاجاقسان الينی / باید دستت را باز کنی
كؤتك يئيه ندن سونرا / بعد این که کتک خوردی
اونودارسان ديلينی / زبانت را فراموش می کنی

سنين هاران توركدور؟ / کجای تو تورک است؟
آذريسن ، آذری / آذری هستی تو آذری
كيم اؤيره ديب دير سنه / که یادت داده
بئله يانليش سؤزلری؟ / این حرفهای غلط را

آخدي گؤزومون ياشی / اشک از چشمانم سرازیر شد
تيتره دی ديل – دوداغيم / لرزید زبان و دهانم
بئله يالان سؤزلره / این حرفهای دروغ را
اينانمادی قولاغيم / باور نکرد گوشهایم

آنام منی اويدورماز / مادرم مرا گول نمی زند
آتام منی آللاتماز / پدرم به من کلک نمی زند
بو سؤزلرين هئچ بيری / این حرفها هیچ کدام
منيم عاغليما باتماز / به عقلم جور در نمی آید

نييه منيم آديمی / چرا اسم مرا
سوروشمايير اؤزومدن / از خودم نمی پرسد
نييه سؤزون دوزونو / چرا حرف راست را
اوخومايير گؤزومدن /  نمی خوانَد از نگاهم

هركس يالان دانيشسا / هر کس که دروغ بگوید
آللاهين دوشمانيدير / دشمن خداست
من كی يالان دئميرم / من که دروغ نمی گویم
بو اونون يالانيدير /  این دروغِ اوست

لايلای دئييبدير آنام / مادرم لالای می گفت
منه بئشيكده توركجه / در گهواره به تورکی
دانيشميشيق هاميميز / همه حرف زدیم
ائوده – ائشيكده توركجه /  به تورکی هم در خانه هم در بیرون

نه دن گرك يازماياق / چرا ننویسیم
ديليميزی كيتابا؟ / زبانمان را در کتاب
مدرسه ده نه اوچون / به چه دلیل در مدرسه
گلمه يك بيز حئسابا؟ /  ما را به حساب نیاورند

هئچ عاغليما سيغمايير/ هیچ عقلم قد نمی دهد
نه دير بونون جاوابی / جواب این چیست
سو يئرينه اوخويام / به جای سو
مدرسه ميزده آبی /  در مدرسه بگویم آب

يقين كؤتك يئمزديم / مطمئناً کتک نمی خوردم
اوخوسايديم ديليمی / اگر به زبان خودم تحصیل می کردم
گؤينه رتيدن سيخمازديم / از سوزش آن نمی گذاشتم
قولتوغوما اليمی /  دستهایم را به بغلم

قوی بؤيويوم بير اؤزوم / بزرگ که شدم
اولاجاغام موعلليم / من هم معلم می شوم
اوندا چوخ ايش گؤره جك / خیلی کارها انجام خواهد داد
بو گون گؤينه ين اليم /  این دستهای کبود شده ام

كيلاسيمدان گله جك / طنین کلاس من
ائليميزين اؤز سسی / صدای ایل و تبار خودم
اولاجاقدير او زامان / خواهد بود آن زمان
توركون ده مدرسه سی / برای تورک هم مدرسه ای ...

+ نوشته شده توسط رضا عباسی در پنجشنبه سی ام آبان 1387 و ساعت 18:19 |

از طرف انجمن دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان در ايران (آداپ)، درگذشت مهندس غلامرضا اماني و دو برادرش آقايان جعفر و کريم امانی در صبح روز ۲۴ اکتبر ۲۰۰۸ در آذربايجان ايران را عميقا" تسليت میگویم.

مهندس اماني در ميان نسل جديد فعالان آذربايجانی، فعالی منحصر به فرد بود که در دوران سالهای متمادی زندان، متحمل سختي ها و شکنجه های باور نکردنی گرديده اما عليرغم همه آنها به فعاليت خود ادامه داد. تلاش هاي خستگي ناپذير مهندس امانی راهگشای جوانان زيادی از نسل جديد بود که بصورت مسالمت آميز برای حقوق مدنی و انسانی خود مبارزه می کنند.

مهندس غلامرضا اماني در سال ۱۹۹۶ در رشته مهندسي کشاورزی از دانشکده کشاورزی دانشگاه تبريز فارغ التحصيل شد اما هيچ وقت دولت به وی اجازه نداد تا در رشته تخصصي خود به کار پردازد. وی تمام تلاش و وقت خود را وقف خدمت به زبان و حقوق فرهنگي و انساني آذربايجاني ها و ديگر اقليت های غير فارس در ايران نمود. وی به خاطر فعاليت های خود به دفعات بازداشت گرديد  و نزدیک ۵ سال در زندان به سر برد. او به صورت يک فعال مورد احترام، سخنران و هماهنگ کننده اجتماعات، سختی ها را با بردباری تحمل کرد اما هیچگاه تسليم نشد.

درگذشت مهندس اماني يک فقدان بزرگ براي خانواده وي و ملت و جامعه فعالان آذربايجاني است. ما مجموعه فعالان حقوق آذربايجاني ها در محدوده (آداپ) و خارج از آن، از دريافت اين خبر بهت زده و غمگين هستیم. حرکت ملی آذربايجان يک مرد جسور در افق بیکران تاريخ آذربايجان را از دست داد. شجاعت، وفاداری و افق نگاه وی در قلب های ما زنده ميماند و الهام بخش ما خواهد بود تا تلاش های خود را برای دموکرسی، آزادی بيان و حقوق بشر ادامه دهيم.

اگر چه وی از ميان ما رفته است اما این شعله همچنان به درخشش خود ادامه خواهد داد.

فاخته زمانی
دبير انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان در ايران
- آداپ
۲۶ اکتبر ۲۰۰۸

+ نوشته شده توسط رضا عباسی در یکشنبه پنجم آبان 1387 و ساعت 18:53 |